الشيخ محمد تقي بهجت

457

جامع المسائل ( فارسي )

به هفت درهم رسيد و رنگ به سه درهم رسيد ، براى صاحب جامه و مالك آن هفت درهم از ثمنى كه ده درهم است مىباشد و براى صاحب رنگ كه غاصب است سه درهم ؛ و در صورت تغيير به عكس ، عكس اين قسمت ثابت است . و ارتفاع سوقى مضمون است در اول بر غاصب ، و نقص آن در دوّمى مضمون نيست با تأديهء عين . و گذشت اشكال در دوّمى كه به تفويت غاصب بر مالك ، قيمت عين فوت شده باشد . اگر رنگ از غاصب نباشد اگر آن چه با او رنگ كرده از غاصب نباشد بلكه مغصوب از غيرِ مالكِ جامه باشد ، پس اگر نقصى در هيچ كدام به حسب قيمت حادث نشده باشد چه به فعل غاصب باشد يا در يد او ، چيزى بر او نيست غير از تأديهء دو عين به مالكها كه شريك شده‌اند به سبب فعل غاصب ؛ و بر غاصب است فصل بين آنها با مطالبهء دو يا يك مالك ؛ و اگر نقصى حادث شده باشد در هر دو يا در يكى از آن دو به فعل غاصب يا در يد او يعنى به سبب صبغ يا به آفتى ديگر غاصب ، ضامن است براى مالكها ، به واسطهء فعل او كه موجب نقص قيمت شده ، يا به جهت نقصى در عين در يد كه مضمون بوده ، يا به جهت تفويت كه گذشت اشكال به سبب آن در صورتى كه تفويت باشد ، يعنى به سبب غصب ، فوت شد از مالك و گر نه فوت نمىشد . و در صورتى كه زيادتى قيمت يا نقصان آن به سبب فعل غاصب باشد ، يعنى به سبب رنگ كردن جامه يا رنگ كردن با خصوص آن رنگ ، زيادتى در قيمت جامه يا نقصان شد و هم زيادتى و نقصان در آن رنگ به سبب اضافه اش با جامهء مخصوص باشد ، پس زيادتى توزيع مىشود بين دو شريك به نسبت قيمت مال آنها ؛ و نقصان از قيمت مملوك هر يك لو لا الصبغ ، مضمون است بر غاصب [ و ] بايد تأديه به مالكها نمايد چون به سبب صفتى از قبل او است نه به واسطهء تغيّر قيمت سوقيّه ؛ و اگر به سبب مجرد تغير قيمت سوقيّه بود يا ( ؟ ؟ صفحهء 359 ) تأديهء عين بدون نقص كمّيت و كيفيّت ، مضمون نيست مگر با تحقّق تفويت بر حسب احتياط متقدّم .